مسجد مأمن کودکان، نوجوانان و جوانان
38 بازدید
موضوع: فقه و اصول
  • نکتهاول: نگاه فقهی به حضور کودکان در مسجد

نکته آغازینی که در رابطه کودک ومسجد به نظر می رسد، یک مسأله فقهی است ـ که متأسفانه در ذهن برخی از اهل مسجد بهاشتباه نقش بسته است ـ عدم حضور کودکان در مسجد است:

بر اساس دو آیه (يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْعِنْدَ كُلِّ مَسْجِد)[1] و آیه (الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُالْحَياةِ الدُّنْيا)[2] کودکان را از همان اوانکودکی باید وارد مساجد نمود تا سبب تعلیم و تربیت دینی آنها فراهم گردد؛ زیرا علتوقوع بعضی از جرائم را باید در همان انحرافات افراد، در دوران کودکی جستجو نمود.

اما در برخیاز روایات اسلامی، دستور داده شده است تا از آوردن کودکان به مسجد اجتناب شود:جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمْ صِبْيَانَكُم‏[3]؛ ازآوردن کودکان به مسجد اجتناب کنید.

دراینکه نهی وارده عمومیت دارد و شامل همه کودکان می شود یا خیر، بسیاری از فقهاء باتوجه به روایت، حکم به کراهت کرده�اند ولی شهید ثانی در مسالک و روض الجنان درتفسیر و توجیه این روایت می نویسند: سزاوار است که مقصود از کودک، کودکانی باشد کهاطمینان به پاک بودن آنها نیست و ممکن است مسجد را آلوده کنند، اما کودکانی که بهتمیزی و طهارت آنان مطمئن هستیم مستحب است که آنان را برای نماز در مسجد تمریندهند و راه دادن آنها به مسجد کراهتی ندارد. صاحب جواهر (ره) علاوه بر توجیهمذکور، اضافه می کند: حضور کودکان در مسجد همراه با بازی های خاص آن دوران بوده واین با عظمت و کرامت مسجد منافات دارد و یا موجب اذیت نمازگزاران می شود. از اینرو، حکم به کراهت اولی است؛ بنابراین، نهی رسیده برای کودکانی است که ممکن استمسجد را نجس و یا برای دیگر مؤمنان ایجاد مزاحمت نمایند، ولی کودکانی را که دارایدرک و شعور هستند باید با مسجد مأنوس کرد و بذر محبت و انس با خانه خدا را دردل های آنان کاشت.

  • امانکته دوم: نگاه تربیتی به حضور کودکان به مسجد

در تعالیم اسلامی به ضرورت ادب دردوران کودکی اشاره شده�است؛ امام علی7 در نامه�اش به امام حسن7 می�نویسند: در تربیت تو شتاب کردم پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل توبه چیز دیگری مشغول شود[4]و در جایی دیگر تربیت خوب، توسط والدین را یکی از حقوق فرزند بر می�شمرد.[5]

در یکی از مکاتب جرم شناسی ـ مکتب اثبات�گرائیروانی ـ نیز به همین امر مهم اشاره شده�است که علت وقوع جرم، همان انحرافات فرد دردوران طفولیت است و رابطه مستقیمی با آن انحرافات دارد.[6]

فروید که یکی از طرفداران این تفکراست، انسان را به نهاد ومن و منِ برتر تقسیم می�کند و می�گوید: که نهاد بهدنبال کامجوئی و خوشی است و من نهاد را به سوی لذت سوق می�دهد و منِ برتر آندو را کنترل می�کند.

حال اگر منِ برتر نتواند به دلیلاختلال، وظیفه�اش را انجام دهد در این صورت شخص مرتکب جرم خواهد شد. فروید می�گوید:شکل�گیری این منِ برتر در دوران کودکی است؛ لذا اگر کودک همانگونه که دراسلام سفارش شده در همان سنین تربیت شود در آینده از انحراف او پیش�گیری خواهدشد.


[1]- اعراف : 31.

[2]- کهف : 46.

[3]- من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 237

[4]- نهج البلاغه، نامه 31 :22.

[5]- همان، حکمت 399.

[6]- جرم و جرم شناسی،ص 117.